September 2008
7 posts
روزهای آخر تابستان
چند روزی اینترنت نداشتم. یعنی طبق معمول تلفن خونه قطع بود و امروز بعد از یک هفته تازه وصل شد. این مدتی که اینترنت نداشتم، از صبح تا شب فرندز دیدم.
این روزا هم خیلی سریع میگذره. بدون هیچ اتفاق خاصی. معمولی معمولی
در فقدان یا میتوان پوسید و یا میتوان به اوج زندگی دست یافت.
– فراتر از بودن - کریستین بوبن
اگر مغزما آنقدر ساده بود که میتوانستیم آن را درک کنیم، آن وقت آنقدر احمق بودیم...
– راز فال ورق، یاستین گوردر
شروع روزانهها
دفعه اول و دومم نیست. تجربه زیادی تو بستن وبلاگ و دوباره شروع کردن دارم. ولی این شروع کمی با بقیه متفاوته. هیچ وقت وبلاگی رو به قصد روزانه و کوتاه نوشتن شروع نکرده بودم.
تامبلر محیط ساده و جالبی داره. بسیار دوست داشتنی. اینجا دیگه میمونم. یه وبلاگ دیگه هم تو وردپرس در راهه. فعلا اسم نداره.